هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) در سال 1325 ه.ش.مجموعه ی «نخستین نگاه » را به شیوه ی کهن منتشر می کند.
«سراب» نخستین مجموعه ی او به اسلوب جدی است.
زبان شعری اوتغزلی است.
این شعر را از مجموعه ی «سیاه مشتاق»،بزرگ ترین دفتر شعر او ، در زیر می بینیم و شما می خوانی.
زبان نگاه
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
گوش کن ،با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به زبانی که زبان منو توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من وتوست
گو بهار دل وجان باش وخزان باش،ارنه
ای بسا باغ وبهاران که خزان من وتوست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی زجهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است ،نشان من وتوست
سایه!ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
تقدیم به تنها دوستم...
+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در
2009/3/27 و ساعت
11:21 AM |