تبليغاتX
آموزش برنامه نویسی کامپیوتر و الکترونیک
                          بسم الله رحمن رحیم

سلام خوبید دوستان (مجید)                                                      سخناني گهربار از اميرالمومنين علي (ع)                                    

* هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشير آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزيزتر از سخن‌ راست‌ نيست‌.

* زشت‌ ترين‌ سخن‌ راست‌، ستايش‌ انسان‌ از خويشتن‌ است.

* بهترين‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصديق‌ كند.

* هركه‌ نيكي‌ را از بدي‌ نشناسد، از چهارپايان‌ است‌ !

* بايد مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوي‌ و يكسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقي‌ است‌ كه‌ تو داري.

* من‌ گواهي‌ شخص‌ فاسق‌ را جز عليه‌ خودش‌ قبول‌ نميكنم‌.

* نيكي‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نميكند.

* يتيم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ ميكني‌، تاديب‌ كن.

* آنكس‌ كه‌ تو را بيم‌ دهد، مانند كسي‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوري‌ و جدايي‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهايي‌ است.

* حاجت‌ از دست‌ دادن‌ بهتر كه‌ از نااهل‌ خواســتن‌ !

* آرزوهايتان‌ را به‌ كساني‌ متوجه‌ كنيد كه‌ دلهايتان‌ آنها را دوست‌ دارد.

* شكيبايي‌ مركبي‌ است‌ كه‌ خسته‌ نشود.

* شخصيت‌ مرد زير زبان‌ اوست‌.

* عبرتها چه‌ بسيار است‌، ليكن‌ پند گرفتن‌ كمتر است.

* اگر درباره‌ كسي‌ مشكوك‌ باشيد، به‌ دوستانش‌ نگاه‌ كنيد.

* هر تنفس‌ انسان‌ گاميست‌ كه‌ بسوي‌ مرگ‌ بر ميدارد.

* مردم‌ دشمن‌ چيزهايي‌ هستند كه‌ نميدانند.

* بهترين‌ زهدها، پنهان‌ داشتن‌ آن‌ است.

* شگفتا! آيا خـلافت‌ و حـكومت‌ با رفاقت‌ و خويشي‌ هم‌ ميشود ؟!

* عدالت‌ زمامدار نيكوتر از خير روزگار است.

* هرگز كسي‌ را به‌ مبارزه‌ و جنگجويي‌ دعوت‌ نكن.

* روز دادستاني‌ و عدالت‌ از ظ‌الم‌، سختتر از روز ستم‌ بر ستمديده‌ است.

* حكومت‌ خود را با ريختن‌ خون‌ حرام‌، استوار نكن‌.

* هرگز ياور ستمكار نباش‌.

* حكمت‌ را با نااهل‌ نگوييد كه‌ به‌ حكمت‌ ستم‌ كرده‌ايد.

* به‌ گوينده‌ نگاه‌ نكن‌، حرف‌ را در نظ‌ر بگير.

* بزرگواري‌ با خرد و ادب‌ است‌، نه‌ با اصل‌ و نسب‌.

* عقل‌ و خرد، شمشير برنده‌ايست.

* دانش‌ نگهبان‌ توست‌، در حاليكه‌ تو ثروت‌ را بايد محافظت‌ كني.

* بي‌ ارزشترين‌ مردم‌، كم‌ دانشترين‌ آنهاست.

* دانشمندان‌، به‌ علت‌ كثرت‌ نادانان‌ غريبند.                                 

* مرگ‌ بزرگ‌ همان‌ فقر و بينوايي‌ است.

* فقر و تنگدستي، مرد باهوش‌ را گنگ‌ و لال‌ ميكند.   

* انسان‌ به‌ نعمتي‌ نميرسد مگر اينكه‌ نعمت‌ ديگري‌ را از دست‌ ميدهد.

* از قرض‌ كردن‌ بپرهيزيد

* قرض‌ كردن‌ زبوني‌ و خواري‌ است‌.

* غم‌ وغصه‌ نيمي‌ از پيري‌ است‌.

* قصاص‌ و انتقام‌ قبل‌ از جنايت‌، درست‌ نيست‌.

* من‌ به‌ خاط‌ر سوء ظن و بدگماني، كيفر نميدهم‌.

* تو را از عجله‌ و شتاب‌ در سخن‌ و كار نهي‌ ميكنم‌.

* خداوند به‌ مردم‌ پناه‌ داده‌ تا از ستم‌ دور باشند.

* زمامداران‌ بوسيله‌ ظ‌لم‌ آزمايش‌ ميشوند.

* با توده‌ جماعت‌ باشيد، چراكه‌ دست‌ خدا با جماعت‌ است‌.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق یارو یاورتون باشه(مجید)      

+ نوشته شده توسط آقا مجید در 2006/1/16 و ساعت 9:24 PM |
الهي ان كه عشق نيست ارزش چيست؟؟؟؟؟؟؟؟ سلام دوستان دوست داشتني ببخشيد كه نمي تونم وبلاگو به روز كنم آخه امتحاناتم خيلي سنگينه (برام دعا كنيد بتونم واحدامو پاس كنم آخه ميدونيد اين ترم خودمو كشتم 20 واحد تخصصي برداشتم حالا موندم چطوري پاسشون كنم ،خدايا كمكم كن.............) خوب حالا ديگه كاري نميشه كرد. ببخشيدا آخه دلم خيلي گرفته دلم مي خواست با يكي دردودل كنم ولي افسوس..... با خودم گفتم بيام يكم بنويسم بلكه يه كم سبك بشم ولي بازم نشد اصلا ........... مي خوام حالا چند تا جمله در مورد عشق براتون بنويسم ديگه چكار كنم منم از وقتي كه خودمو شناختم موندم تو كف اين عشق......... ولي هنوزم به اين كلمه ي ... پي نبردم ،آخه نميدونم به اين كلمه چه صفتي بدم تا لايقش باشه حتما لياقتش بيشتر از اين حرفاس ،حتما همينطوره،با عظمته؟ نه بابا نه مقدسه؟ بازم نه بابا نميشه خارج از ذهنه،خوب بگذريم فعلا هم بايد بمانم تا صبح دولتم بدمد. 1. عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست عشق آنست كه يكي براي ديگري چتري شودواو هيچ وقت نداند كه چرا خيس نشد ........... 2.عشق مثله آبه مي توني توي دستت قايمش كني اما يكروزدستتو باز ميكني ميبيني نيست ميدوني چي شده؟ آخه قطره قطره چكيده بي اينكه بفهمي و دستت پرازخاطره ست . 3. عشق، حرفی ست برای نگفتن در ناکجايی که منم،ايستاده کنار دريچه ای گشوده به برهوتی از خاکستردر حصاری از مه چشم در چشم ظلمتی که مرا در بر گرفته است . 4.دوست داشتن درست مثل ايستادن توي سيمان خيسه هر چقدر كه بيشتر توش بموني سختتر جدا ميشي ،تازه اگه هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي مي مونه. ميبينيد توروخدا هر چي ميخواي دوست داشتنتو قايم كني نميشه. در ضمن اين يه خطو داشته باشيد: تا تواني در جهان يكرنگ باش قالي از صد رنگ بودن زيرپا افتاده است آخ كه از 100 رنگ بودن متنفرم. علي يارتون.... ارادتمند شما الناز.
+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/16 و ساعت 7:10 PM |
خدايا ان چه را عشق نيست ارزش چيست؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/14 و ساعت 10:26 AM |

سلام امروز یک سایت دیگه برای کسب درآمد براتون معرفی می کنم که کاملا فارسی وهم میتونید توش سایت یا وبلاگتونو تبلیغ کنید و هم می تونید بر روی تبلیغاتش کلیک کنید و ار این راه کسب درآمد کنید.مینیمم پرداخت سایت نیم دلار هستش که در ابتدای عضویت 0.2 دلار به عنوان پاداش بهتون میده. برای عضویت می تونید از لینک زیر استفاده کنید یا از بر روی بنر زیر کلیک کنید

عضویت


 

News.com Mobile
for PDA or phone
Login: Forgot password? | Sign up

'Reassurance' a key word as Google grows

By Stefanie Olsen and Margaret Kane
Staff Writer, CNET News.com
Published: March 3, 2003, 4:00 AM PST

news analysis
Read more about Google
Google is known and loved for its impressive Web search tool, but now the company is beginning to face some probing questions about its plans to branch into new areas.

In its latest efforts, the Mountain View, Calif.-based company last week acquired Web log--or "blog"--pioneer Pyra Labs and shortly afterward announced plans to expand from selling search-related advertising links on its own site to selling them on partner sites as well.

The announcements stake out new territory for Google, piquing curiosity about what appears to be a new direction for the company, and raising some concerns as well.

"They've always said, 'We'll be only focused on search.' How does (the Pyra purchase) have anything to do with search? It doesn't," said Danny Sullivan, publisher of industry newsletter SearchEngineWatch.com.

Google constantly tests and tinkers with new products and services, fueling endless speculation about its plans. One favorite scenario suggests the company will step up its offerings to compete directly with Web portals such as Yahoo, which aggregate news clips and services such as Web-based e-mail and online dating on top of a core search tool.

On one level, the Pyra buy brings Google a step closer to the portal model, giving it a Web publishing tool akin to Yahoo's Geocities, which hosts and helps subscribers create personal Web sites.

Pyra's Blogger.com helps individuals set up personal and easily updated Web pages, known as blogs. Blogs have popped up all over the Internet, and Pyra's tools are some of the most popular; the company said in January that it had 1 million registered users.

In addition to giving Google a Web publishing tool, the purchase could help expand the flexibility and reach of Google's already impressive data gathering and analysis technology. For example, Google might find a way to use links posted by Blogger.com users to get faster intelligence on news circulating on the Web. That could bolster its recently launched news service, which crawls thousands of news sites looking for the most important stories, using proprietary formulas to determine a story's relevance. As is the case with its search engine, this selection process takes place without the intervention of human editors.

While many in the blogging world applauded news of the Pyra acquisition, a few raised concerns about the impact of the deal.

Most blogs include many links to other Web sites and blogs. By acquiring the software that allows users to create blogs, Google will be buying loads of back-end data. Right now Google can see, through its search engine, the first step of a trail that a user makes online. But by following the links included in blogs, Google will be able to keep following along that trail: how site A leads to site B and on to sites C, D and E.

Also, for the first time, Google will host content that it will rank, raising a potential conflict of interest.

"There's a danger when the service and the infrastructure are owned

Special report
The Google gods
Does the search engine's power
threaten Web's independence?


by the same body. The rewards of using one to profit from the other are very seductive, but it's ultimately bad for the ecosystem," Matt Webb, author of the Interconnected blog, wrote in an e-mail interview.

David Weinberger, author of "Small Pieces Loosely Joined" and coauthor of "The Cluetrain Manifesto," two books about the blogging trend and theories of collective intelligence, noted the trap that Google could fall into with the buyout.

"There's no reason to think Google would," Weinberger said, "but there's a temptation with this acquisition, that any normal business would take seriously, which is to use their position to give preference" to Blogger-based sites.

Googling you
Google's flair for serving up fast, relevant results to search queries has thrust it into the spotlight with Web surfers, Internet partners and investors awaiting its initial public offering. In an illustration of Google's power, the company was recently named brand of the year in consulting firm Interbrand's annual survey, beating out household names like Apple Computer and Coke--all without having ever advertised its service.

Increasingly, however, some people see a dark side to its fame.

Stephen Keating, managing director of the Privacy Foundation, a nonprofit research organization, says that aside from concerns specific to the company, Google provides a sobering example of the changing nature of how we access information. With court documents newly available online, for example, searchable databases like Google can reveal in-depth information on people.

"It's such a powerful search tool, it's hard to state what privacy on the Internet means anymore," said Keating. "It's like pulling a thread on a sweater: You can unravel all this information."

Others worry the company could pose a more calculated danger.

Google's worldwide popularity has already led many who oversee Web sites to worry, given that they're beholden to Google's editorial search results for much of their Internet traffic. This relationship has led to one pending lawsuit over Google's search algorithms.

In addition, questions have been raised about Google's data-collection practices, which some critics say may pose a privacy threat.

With Google's latest move to sell links on nonsearch related Web pages of Blogger and of partner sites, the company is looking more like an advertising network such as 24/7 Media and one-time ad seller DoubleClick. These companies have sought to use tracking technology such as cookies to monitor Web surfers and send them ads relevant to their interests. But their practices are carefully watched.

DoubleClick, once the largest ad network of the dot-com heyday, came under heated scrutiny because of its ability to track Web surfers wherever they went online, in order to serve them targeted ads. The company faced a maelstrom of privacy complaints that were kicked off after it bought offline direct marketer Abacus and announced that it would merge personal customer data with what, till then, had been data on the surfing habits of anonymous individuals. Following outcry from federal regulators and privacy advocates, the company quashed its plans. After the Internet bust, it sold off its ad network because of declining ad sales.

Worst offender?
Google's data-collection capabilities have similarly raised red flags with some, including a Web site that nominated Google for an annual contest that seeks to pinpoint the Web's worst privacy offender.

The nomination for the Big Brother prize came from Google-watch.org, which claims Google collects data on visitors unchecked.

The criticism focused largely on data Google collects through a commonly used Web-tracking technology known as the "cookie." The Google cookie, which plants a unique ID on a visitor's hard drive that can be linked with the user's search queries, is set to continue functioning until the year 2038--a distant expiration date that, according to Google-watch.org, set the standard for such "immortal" cookies.

Google also notes the user's browser type and Internet protocol address. That information could theoretically be used to track information about Web usage on a particular computer, although Google's privacy policy states that the company "aggregates" the data, or gathers it into anonymous groupings.

"It's Google's size that matters," said Google-watch.org founder Daniel Brandt, who said he created his site to help monitor the search giant. "The easiest way for the federal government to get a foot in the door on terrorism would be to arrange a back-door tracking system with Google to locate the searcher and see what search terms are being used. They would have a finger on the pulse on the global mind share done with an antiterrorist justification in mind."

Google declined to answer specific questions, sent to the company in an e-mail, about its data-collection practices. In its reply, Google offered general assurances that its privacy practices do not violate the trust of its users.

"As part of Google's ongoing effort to increase the quality of our search results, we do analyze information about how users interact with our site," wrote David Drummond, Google's vice president of corporate development. "Already, the use of this information has resulted in significant improvements to the overall quality of Google search results and has helped millions of people find the information they need. Google does not share nonaggregate user information with third parties and we treat the integrity and security of user information seriously."

Drummond added that people can set their browser preferences to disable Google's cookies without affecting its search tool.

Regarding the Pyra purchase, Drummond said Google remains committed "to delivering unbiased and objective search results, and to maintaining the highest level of integrity and respect for both Google and Blogger users."

Although Google has done nothing to seriously undermine its reputation for integrity so far, it's almost certain the company will face further scrutiny as its influence continues to rise.

"Small Pieces Loosely Joined" author Weinberger said that Google's trusted position within the Internet community may have, paradoxically, prompted many of the recent concerns about the company.

"The Internet is an agreement, literally--it's a protocol. And with that has come a bunch of social agreements as well: how we want to treat each other," Weinberger said. "Google, as far as we can see, has honored those agreements well past the point that any other business would. But now it finds itself in the position that its own success has bred distrust because it's large and we depend on it."

TrackBack

See links from elsewhere to this story.

TalkBack

No discussion exists, click here to start it.

advertisement

Upgrade to Flash 7 and get the Big Picture!

The Big Picture is a new feature which requires Flash 7. The Big Picture displays the relationship between the newsmakers, companies, and topics reported here at News.com. Learn more about the Big Picture.

Please upgrade to the latest version of the Flash Player.

Scan the 15 newest and most read stories on News.com right now. Learn more

Updated: 7:36 AM PST
View as:
Hottest story: Vista debut hits a delay An inside look at Windows Vista Gates sizes up the Web's next generation Networked storage heads for homes Carbon nanotube TV trials on horizon Google News dumps partner after prank item appears Vista delayed beyond holidays Microsoft to offer cheap Xbox 360 game development kit? Firefox 2.0 alpha set for release Can Apple turn the tables on Microsoft? Best Buy thinks outside the big box Dell says China shipments revving high 'The OC' inspires online spoof Linux lab mending fences with techies New: No e-mail for G-men
Legend:
Older
Newer
Larger boxes indicate hotter stories.

Markets

Market news, charts, SEC filings, and more

Related quotes

  Symbol Lookup

Daily spotlight

Perspective: How do you really feel about e-snooping?

A study suggests that the American public is of two minds when it comes to privacy, attorney Eric J. Sinrod finds.

Gates sizes up the Web's next generation

Microsoft's chairman tells CNET News.com's Martin Lamonica that it's time to embrace new Web trends.

Networked storage heads for homes

High Impact Storage makers bet that tech once reserved for businesses will help consumers juggle numerous PCs, shared files.
Photos: Home storage

Video: FCC Chairman talks net neutrality

FCC Chairman Kevin Martin says telecoms should be able to recoup their costs for providing broadband service.

advertisement
+ نوشته شده توسط در 2006/1/12 و ساعت 4:5 PM |


پرداخت های این سایت به صورت اتوماتیک است و بعد از درخواست در عرض یک ساعت به حساب ایگولد شماریخته میشود
 قسمتهای متنوعی برای کسب درآمد وجود دارد که براتون توضیح میدن:
خواندن e-mail: در این قسمت برای شما آگهی ها به میلتون فرستاده میشه  واگه خواستین به میلتون ارسال نشه میتونید  این قسمت رو غیرفعال کنید.
کلیک بر روی آگهی: در این قسمت در خود سایت آگهی هایی مشخص شده که فقط با یک کلیک می تونید اونارو ببینید
در آمد از طریق وبمسترها: بعد از عضویت لینکی به شما داده میشود که برای دوستاتون بفرستید و اگه دوستاتون از این لینک ثبت نام کنند به زیر مجموعه شما اضافه خواهند شد و از این طریق نیز شما میتونید درآمد داشته باشید:
درآمد از طريق زير مجموعه هادر سايت شامل 6 لايه زير مجموعه ای ميشود.
لايه اول  7درصد
لايه دوم 2 درصد
لايه سوم 2 درصد
لايه چهارم 1 درصد
لايه پنجم 1 درصد
لايه ششم 1 درصد
همه ايميلها 0.5 سنت يا بيشتر هستند.
همه پول براي کليک ها 0.1 سنت يا بيشتر هستند.
کمترين حد پرداخت 0.01 دلار است.
پول فقط از طريق ايگلد پرداخت ميشود.
پول کسب کرده در 1 ساعت بعد از درخواست آن پرداخت ميشود.
برای ثبت نام در این سایت که به زبان فارسی هم هست می تونید از لینک زیر استفاده کنید یا بر روی بنر(آگهی تبلیغاتی ) زیر کلیک کنید.


همچنین برای افتتاح حساب e-goldمی تونید از لینک زیر استفاده کنید. در ضمن راهنمای افتتاح حساب رو براتون گذاشتم که از اینجا قابل مشاهده است (فکر کنم به دردتون میخوره). همچنین برای تبدیل پول و واریز آن به حساب خود در ایران سایتهایی وجود داره که یکی از اونها http://www.irane-gold.com هستش و مشکلی در این زمینه نیست.

+ نوشته شده توسط در 2006/1/12 و ساعت 3:56 PM |


وضعیت  نویسندگان  وبلاگ در یاهو مسنجر
برای ارتباط با ما بر روی آیکن یاهو مسنجر در کادر زیر کلیک کنید!

 نام

وضعیت در یاهو

اقبال

* برای ارتباط با اقبال  کلیک کن *

الناز

* برای ارتباط با الناز کلیک کن *

سامان A

* برای ارتباط با سامان A کلیک کن *

مجید

* برای ارتباط با مجید کلیک کن *

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2006/1/8 و ساعت 2:50 PM |

سلام

بين بودن ونبودن گر چه يک ثانيه راهه      بين رفتن ونرفتن گاهي صد ساله سياهه

 تويه ترديد نگاهت پر خوابايه نديدس        تو يقين آرزوهات لحظه هاي نرسيدس

وقتي که ميونه راهي نگو آخرش همينه     هميشه تو پيچ جاده اتفاقي تو کمينه

 گفتني هامو شنيدي من ديگه حرفي ندارم     تو رو تا يه حس تازه با خودت تنها ميذارم

با تشکر *اقبال*

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2006/1/7 و ساعت 3:8 PM |

* سلام * 
جملات زیر را یکی از عزیز ترین افراد زندگی من برایم فرستاده است
                اما در کمال تاسف معنی آن را درک نکردم 
            ***   اگه کسی معنی و هدف این جملات رو می دونه در بخش نظرات برای من بنویسه ***
خیلی خیلی از همگی ممنونم 
آنها دو نفر هستند و یکی اصرار دارد که پیاده شود در تاریکی شب بی مهتاب ، اطراف حتی سیاه تر از جاده ای است که ماشین دارد به سرعت آن را میبلعد آنکه اصرار بر ادامه سفر دارد، دلیل کافی ندارد که دیگری را به رفتن تا رسیدن به مقصد ترغیب کند و آنکه می خواهد پیاده شود، این طور استدلال می کند که وقتی فرق بین جاده و مقصد چندان ... مشخص نباشد، ادامه سفر خیلی هم عاقلانه نیست ...یکی پیاده می شود و دیگری به تنهایی راه را ادامه می دهد . و حالا همانطور که از هم دورتر می شوند، فرق جاده و مقصد را ......

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2006/1/5 و ساعت 4:29 PM |
سلام به دوستان عزیزو گلم این متن پایینی رو من تو وبلاگ یه خانم محترم دیدم و به نظرم چون جالب

بود برا شما هم گذاشتم ولی حتما بخونید خیلی با مزست فقط یه لطفی بکنیدباید اول حس بگیرید وفکر

کنیدکه تابستونه و هواخیلی گرمه (نه مثل الان یخبندون، تو شهر من که واقعا یخبندونه بعضی موقها فکر

 میکنم تو قطبم)

بعدازدوستان خوبم(خانمهاوآقایون محترم)می خوام که این حرفها(روشهای خودکشی در تابستان)روبه دل

 نگیرید چون من فقط محض شوخی و خنده اینا رو براتون نوشتم پس یه موقع دلگیرنشیدا.

 روش های خودکشی در تابستان.... آیا میدونید روشهای خود کشی در تابستان چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نیاز به فکر کردن برای جواب دادن نیست ..می دونیم با این گرمای 50 درجه هرموجود زنده ای هم که

 باشه قات می زنه .حداقلش دیگه مورچه های بیچاره برشته میشن و ما ادما که خیر سرمون خیلی

 سریم اب پز می شیم .حالا یا این وضع ما می خواهیم یکی از رایج ترین راه های خود کشی را به شما

یاد بدیم.که البته این راه فقط در تابستان کاربرد دارد و در زمانهای دیگر کاملا بلاستفاده بید*

 برای آقا پسرها :

 

 1- مالیدن 2 کیلو و 250 گرم (دقت داشته باشید حتما باید 250 گرم باشد که کار خوب در بیاد و مثل کیک

 تخم مرغی پف نکند ) ژل حالا از هر نوعی فقط ترجیحا خارجی باشد که برو بچز سر کوچه و باشگاه و

اموزشگاه و ... سوسک بشن اونم از نوع بالدار .مو هامون رو هم از پشت به صورت 40 گیس ببافیم که

 بگیم ما هم آخر مو بیدیم *.

 2- آویزان کردن یه گردنبند 500 کیلویی یا 2 گردنبند 250 کیلویی که حالا می تونه با انواع واقسام شکل

هیولاها وموجودات فضای( مریخی و ...)با شد . با زنجیرمخصوص و خیلی کلفت (از همان زنجیر هایی که

 توی پارک بهش تاب وصل می کنند وبچه ها وقتی روش سوار می شن قند توی دلشان تبلور می کند .)

3- پوشیدن یه بلیز یقه بلند از زیرویه تی شرت یقه گردتنگ ازروش که هیکل میکل چشم همه ی

 حسودها رابترکونه .

توضیح : (در این روش شما باید یه پنکه یا یه کولر گازی(ترجیحا گازی باشدبرای سرمای بیشتر ) به

 خودتان وصل کنید .البته به صورت نا محسوس که از زیر این لباس زیبا خنک شوید ) در ضمن همواره به

 یاد این ضرب المثل زیبا هم باشید :کلاس گذاشتن مهمترازمردن بید.*

4- پوشیدن شلوار جین دارای خنک کننده طبیعی در سر زانوها که با همین تیغ های ساده هم میتوان

این خنک کننده های ساده را ابداع کرد .و بستن انواع و اقسام زنجیر به سر و ته ان که وقتی راه می رویم

 عین بز زنگوله پا صدا بدهیم . 5-پوشیدن کتونی های های تاپ* اونم تو این گرمای 50 درجه و بستن بند

 آن تا سر زانو که بگیم ما خیلی مرتبیم و نمی خواهیم بند کفشامون عین این بچه شلخته ها رو زمین

بکشد .

 6-نحوه ی راه رفتن : تنها کاری که باید بکنید این است که بنشینید و یه خورده کارتون شرک ببینید (حالا

 فرقی نداره 1 یا 2 ) فقط تمام سعی تان را بکنید که همین طوری راه بروید. نتیجه: با این وضع حتما در

آینده بخت و اقبال باندی خواهید داشت و همسری همچون فیونا (از جنس خودتان )گیرتان می آید و به

 پای هم پیر میشوید انشاالا...

 برای دختر خانمها :

 

 توضیح :به دلیل مسایل امنیتی بنده قسمت دختر خانمها را کمتر می نویسم (چون دیگه بالاخره هم

جنسیم و نمیتونیم زیرآب بزنیم).

1- پوشیدن یه کتونی های تاپ برای کم کردن روی پسرها با جوراب 7 رنگ ساق بلند و پوشیدن شلوار

 جین باز هم برای کم کردن روی پسرها با این تفاوت که این بار ازپایین یعنی نواحی ساق پا دارای خنک

کننده است .(2 لا تا بزنی )برات مثل کولر گازی {....}* کار می کنه.

 2-پوشیدن مانتوهایی که به شکل سارافون باشد . از همان هایی که وقتی 3 یا 4 ساله بودیم توی مهد

کودک تنمون می کردند .

3- گذاشتن شال کنفی* (حتما کنفی باشد که حسابی اب پزشویم) ان هم به صورت پیچیده دور گردن .

 4- گذاشتن عینک افتابی با قطر 10 سانتی متر روی سر به طوری که رفلکس* نور افتاب چشم طرف

مقابل را کور کند .(بد نیست بعدش یادمان بیفتد که عینک افتابی برای روی چشم مبارک است ).

توضیحات:

 1-بید: است.

 2-بیدیم:هستیم .

3-های تاپ: همون ساق دار خودمون .

4-{....}: نام شرکت تولی کننده ی کولر.

 5- کنفی: نوعی پارچه که مانند گونی برنج میماند.

6- رفلکس:بازتاب .

ارادتمندم.

+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/3 و ساعت 2:53 PM |
عشق یعنی باور کنیم یک دل دیگر اردتمند ماست...... 
+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/3 و ساعت 2:34 PM |
هر کاری که با نام او آغاز نشود فانیست

سلام

از اینکه از این وبلاگ بازدید کردرد بسیار متشکریم

آرزوی عفو خداوند را برای شما خواستاریم

 ( یا ارحم الراحمین )

با تشکر * اقبال سهرابی *

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2006/1/2 و ساعت 3:24 PM |
میونه چند تا اتاقک سوت و کور خسته و خاموش

یه نفر نشسته تنها انگاری شده فراموش

دو تا چشم بارون نم نم میزنه به روی گونه

چقدر این دل غصه داره آخ فقط خدا میدونه

لحظه هام آسه آسه دست غم پاشونو بسته

صدای خرده جواهر یه نفر دل شکسته

تو دل یه قصر تاریک چند نفرشادنو  خندان 

انگاری خبر ندارن دل پیرا رو شکستن

ندیدن پیرای خسته توی خلوت گریه کردن

از توی همون اتاقک قاصدک خبر میاره

یه نفر داره می میره آخه این چه روزگاره

کی دلش اینهمه سنگه که اونو گذاشته رفته

خیلی ساله خیلی وقته نه یکی دو روزه هفته

مگه رفته از تو یادش تنها همدمش تو بودی

کوه پر صبر و صمیمی واسه گریه هاش تو بودی

توی این روزا عزیزممنتظر باش برمیگرده

کوره ی داغ جدایی دیگه خاموشه و سرده

باز میاد پیشت گل تو سر به زیرو با خجالت

اما اینقدر تو بزرگی نداری هیچی شکایت

اون دو تا چشمای خسته واسه ما چراغ راهه

ما میخوایم همیشه باشین با صفا خدا گواهه

این شعر از طرف دوست بسیار خوبم مونا جون هستش.

ارادتمندم. 

+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/1 و ساعت 7:7 PM |

داشتم جائی می خواندم که کسی گفت شرط دوست داشتن و عشق حفظ آن هست

داشتم جائی می خواندم که کسی گفت شرط دوست داشتن و عشق حفظ آن هست

راستی نهايت عشق را می توانی در چشمهای مضطربم بخوانی؟

 اگر می توانی پس تو هم مانند من عاشقی!!!

گفتم اضطراب؟  از کجا فهميدی  ؟از رنگ زرد رخسارم؟؟؟

 يادم نيست از که شنيدم اما خوب گفت که:

 عشق رنگ زرد خورشيد مهربان است....

راستی عشق را از رنگ پريده ام می خوانی؟؟؟می خوانی مگر نه؟؟؟

   پس تو هم مانند من عاشقی.....

نازنينم قسم به لحظاتی که ياد تو دنيا را برايم بارانی می کند!!!!!!!

 آها!!!! راستی کجا می روم؟؟؟؟  عشق سوگند خوردن دارد؟.......

نه.........مگر نه؟؟؟

  ديدی پس تو هم عاشقی مانند من.......

مثل خيلی ها که کسی را دوست دارند و هرشب قصه ی وصال را زمزمه می کنند

ميدانی نازنينم .......می دانی مگر نه؟ ؟ ؟ بگويم؟ ؟ ؟ بازهم؟  

آخر عهد کرديم که راز دل با کس نگوييم ؟ ؟ ؟

پيمان شکنی بکنم؟ ؟ ؟  

 دوست داشتنت را فرياد بزنم؟ ؟ ؟ می خواهی؟ ؟ ؟

نه ؟ ؟ ؟ آخر چرا؟ ؟ ؟

آهان پس خودت می دانی ؟مگر نه؟؟؟

دوستی گفت: با دل شوريده ام آرام تر

آرام در گوش تو می خوانم !!!!فقط در گوش تو می خوانم  

 نازنينم با دل شوريده ام آرام تر !!!!!!

راسدوسدذذدتی نهايت عشق را می توانی در چشمهای مضطربم بخوانی؟

دد اگر می توانی پس تو هم مانند من عاشقی!!!

گفتم اضطراب؟  از کجا فهميدی  ؟از رنگ زرد رخسارم؟؟؟

 يادم نيست از که شنيدم اما خوب گفت که:

 عشق رنگ زرد خورشيد مهربان است....

راستی عشق را از رنگ پريده ام می خوانی؟؟؟می خوانی مگر نه؟؟؟

   پس تو هم مانند من عاشقی.....

نازنينم قسم به لحظاتی که ياد تو دنيا را برايم بارانی می کند!!!!!!!

 آها!!!! راستی کجا می روم؟؟؟؟  عشق سوگند خوردن دارد؟.......

نه.........مگر نه؟؟؟

  ديدی پس تو هم عاشقی مانند من.......

مثل خيلی ها که کسی را دوست دارند و هرشب قصه ی وصال را زمزمه می کنند

ميدانی نازنينم .......می دانی مگر نه؟ ؟ ؟ بگويم؟ ؟ ؟ بازهم؟  

آخر عهد کرديم که راز دل با کس نگوييم ؟ ؟ ؟

پيمان شکنی بکنم؟ ؟ ؟  

 دوست داشتنت را فرياد بزنم؟ ؟ ؟ می خواهی؟ ؟ ؟

نه ؟ ؟

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/1 و ساعت 3:3 PM |

چه راحت به هم دروغ ميگن وميشنون

ديگه صداقت مرده.
اگه زنده هم باشه از جنس تو نيست.
خيلي ها بی دليل ميخوان يه چيز ديگه رو
جای اون بهت نشونش بدن.
به تو تقديمش کنن اما حيف که ...

حتی اين صداقتی که من تو ذهنم ميشناسمش و اينجا نوشتمش احساس ميکنم عين مگسی که خودشو ميزنه به شيشه تا در بره،داره تو اين نوشته ها تغلا ميکنه که در بره.واقعا خدا بار سنگينی رو دوش این کلمه گذاشته.بزرگترين درد بشر همينه.

کاش ميشد،عين همون مگس پشت شيشه چنان زد تو سرش که نتونه در بره.

-چه راحت دوست ميدارن و چه راحت تر متنفر از هم

تو اين زندگی که آدما مثله عروسکای کوکی شدن،واقعا حيف کلمه عشق رو به کار ببری.حتی دوست داشتن هم شده عادت.

روزمره گی ،تکرار،همه از تکرار عادت مينالن،اما هر روز دريغ از کمی تفاوت.زندگی به ما ديکته شده.عين امتحان ديکته ای که هميشه ازش می ترسيدم که چرا نميتونم بنويسم ’اين مرد داص دارد.من کطاب دارم.ديکطه ثخط اصت.‘.هر اشتباهی که بکنی بايد از رو تصميم کبری ۱۰ بار بنويسی.

اما الان ديگه نميترسم.چون ديگه عادت کردم.ديگه ميدونم حتی کی وقت دوست داشتنه.زود بياد ميندازمش از خونه ی دلم بيرون،دير بياد،به زور ميکشمش تو. 

-چه راحت همديگه رو شروع ميکنن

                       سلام ....

-چه راحت به هم پايان ميدن

                      خداحافظ ...

و شايد فقط همين سلام ها و خداحافظی هاست که پايانی ندارن که هميشه بدون هيچ تاخير و هيچ درنگ به آدما هجوم ميارن.البته نبايد فراموش کنيم که بعد سلام يه   "خوبی؟" هستش که يه ذره تنوع رو تحميل ميکنه که بگی آره يا نه.اما خداحافظی عين صفر درجه ی کلوين،که هيچ اثری از جنبش مولکولی وجود نداره،هيچ اثری از تنوع نداره در نتيجه:

با وجود همه اينها،به اين ايمانم نزديک ميشم که خوشبخت ترين موجودات روى زمين بچه هان و ديوونه هان که اسمشون بد در رفته.

راست و دروغ تو زندگيشون تعريف نشده.اصلا با اين دو کلمه بيگانن. هر زمان بخوان عاشق چيزی ميشن.اونجاست که عشق و صداقت معنی ميده.تکرار در زندگيشون از فرط عشق.از چيزی که بهش علاقه دارن زده نميشن.و هر وقت ميخوان سلام ميکنن و گاهی بی هيچ سلامی خداحافظی.خود خودشونن ،بی نقاب،بى ريا،آه خداى من...........................

من هم مثله اينا ميخوام خودم باشم.تکرار کنم با عشق.راست و دروغ برام تعريف نشده باشه.

اخه چيكار كنم ديگه طاقت ندارم ديگه از دورويی حالم به هم ميخوره.............

به نظرشما چيكار بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ارادتمندم. 

ارادتمند همگی و تشکر
+ نوشته شده توسط الناز در 2006/1/1 و ساعت 2:57 PM |
                                     خدای ما خدای محبت است

سلام دوست عزیز این ستایش تقدیم به دوستان مهربان (مجید id=klf_love2001)

 خداوند را سپاس باد! خداوند را ستایش کنید ! توانایی او را در آ سمانها ستایش کنید! او را بسبب کارهای عظیمش ستایش کنید! عظمت بی نظیر او را ستایش کنید! او را با دف و رقص ستایش کنید! او را با سنج های خوش صدا و قوی ستایش کنید ! هر که جان در بدن خداوند را ستایش کند! خداوند را سپاس باد!

کسی که محبت دارد صبور است ومهربان .حسود نیست وبه دیگران رشک نمی برد. مغرور نیست وهیچ گاه خود ستایی نمی کند!به دیگران بدی نمیکند. خودخواه نیست!وباعث رنجش کسی نمی شود

ذکر الهی

+ نوشته شده توسط آقا مجید در 2006/1/1 و ساعت 2:5 PM |

 

برای تست سرعت واقعی خود در اینترنت اینجا کلیک کنید

با تشکر سامان

+ نوشته شده توسط سامان A در 2006/1/1 و ساعت 1:42 PM |

۰با سلام خدمت دوست خوبم این شعر  تقدیم به تمامیه ذوستان (مجید )

با مداد رنگی هایم روز امدنت را نقاشی می کنم و جاده های رفتنت را خط خطی٬کسی نیست بیا و زندگی را بگو!

 

غلط هایم را بگو و زیر روزهای اشتباهم خط بکش.بودنت مثل دریایی مرا در بر می گیرد. انجا که تو هستی ماهی ها هم نمی توانند بیایند چه رسد به من.

کدام صبح می ایی؟ کدام چمدان مال توست؟ بیا که اجاق سرد دلم را فقط تو میفهمیعشق به خدا

+ نوشته شده توسط آقا مجید در 2005/12/31 و ساعت 9:18 PM |

گفته های یکی از بازدید کنندگان در بخش نظرات:

امروز يكي از بدترين روزهاي زندگيم بود زيرا در يك چشم بهم زدن كليه كاخهاي آرزويم رو رو به خرابي مي بينم
امروز وقتي جمله خوب شد شناختمت رو ديدم مثل اينكه تمام اون چيزهايي رو كه براي خودم وتو فراهم كرده بودم فرو ريخت
اين بي اعتمادي از زماني شروع شد كه تو صداقت مرا زير سوال بردي و گفتي چرا اين همه قربون صدقه من ميري و بلاخره جواب ندادن به حرفهايم با آنكه آن بودي
حرفهاي زيبايت را در ايميلم خواندم وسير گريه كردم زبان در مقابل دل حرفي براي گفتن ندارد لااقل در مورد من اين حرف صدق مي كند وقتي عشق بي ريا آمد همه چيز رو كنار زد
من مثل تو دست به قلم خوبي ندارم البته به اين كار تو افتخار مي كنم ول دلم صداقتم مثل آيينه است بي توجهي تو باعث مريضي و نابودي من مي شود من همانطور كه گفتم نه اهل شهوتم نه اهل بعضي چيزها و تو رو آنقدر دوست داشتم كه كم ماننده بود مثل يك بت پرستشت كنم
تو تمام وجود مرا تسخير كردي نمي دانم اين از چه رو در دل من اينجور ريشه كرده
وقتي اين حرفها رو مي نويسم اشكهايم صفحه كليد كامپيوتر را غرق آب كرده
ولي بدان كه اگر صد سال پس از مرگم قلبم را باز كني بازم مي بيني نوشته
دوستت دارم
اگر كفر نبود مي گفتم تو ....مني
ارادتمند تو مسعود دل شكسته

دانلود آهنگ قشنگه مریم پاییزی ( خواننده نیما)

با تشکر اقبال سهرابی

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2005/12/31 و ساعت 1:45 PM |


دوستان عزیزم، سلام به روی ماهتون
امیدوارم که

 

حالتون خوب باشه و زندگی بر وفق مراد و مطالب

 

 من تا به اینجا مورد توجهتون  قرار گرفته باشه .

 

آدرس ایمیل من

الناز ====>(alamekhaki@yahoo.com)

 

هستش که اگه متن  یا شعر جالبی و( هر سخن

 

دیگری) داشتید خوشحال میشم برام بفرستید.در

 

 ضمن شعر زیرروحتما بخونید:

 

آدم

 

آدم خیلی حقیره،بازیچه ی تقدیره

 

گل بین دو مرگه،مرگی که ناگزیره

 

حتی خود تولد آغاز راه مرگه

 

حدیث عمر و آدم ،حدیث باد و برگه

 

آغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیم

 

با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیم

 

تو این غمار کوتاه نبرده هستی  باختیم

 

تا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم

 

فرصت همین امروزه برای عاشق بودن

 

فردا می پرسیم از هم غریبه ای یا دشمن

 

ای آشنای امروز عشق منو باور کن

 

فردا غریبه هستی امروز رو با من صبر کن

 

تولد هر قصه یک جاده ی کوتاهه

 

اول و آخر مرگه ،موندن میونه راهه

 

اگر چه عاجزانه تسلیم سرنوشتیم

 

با هم بیا بمیریم،شاید یه روز برگشتیم

 

 

ارادتمندم .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/31 و ساعت 0:56 AM |

بلاتکلیف

 

دخترک بی سر رسید،رسید  یا تو   یا هیچ

 

کس،شایدتنهادروغی است که هرکس لااقل

 

یک باردرعمرش ساده آن راگفت است.

 

عدالت نیست اما می نویسم آنقدر تسلیمت

 

 می شوم تا تسلیم شوی ، از  بس بزرگت

 

کردم کوچک شدم، نه کسی مرا رساندونه

 

 من کسی را،  شاید دلیلش این بود که از

 

 بچگی کسی تقلب یادم نداده بود .کسی می

 

 گفت آنها که تقلب بلدند بیشتر می توانند به

 

 هم برسانند در کودکی درسها را و اگردر

 

بزرگی شان بزرگ باشند آدمها را .

 

خداحافظ ولی هنوز بلاتکلیفم مثل سیم در

 

گیتار ،شبی که عین همیشه عطر هم زبانیت

 

 دنیا را گیج کرده است.

 

این متن تقدیم به همه دوستانی

 

 که دلاشون قد یه اقیانوسه.

 

(ارادتمندم).

 

 

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/31 و ساعت 0:53 AM |

بسم الله الرحمن ارحیم

سلام و درود فراوان بر همه و بخصوص الناز خانم

از اینکه لطف می کنید و نظر می دهید یک دنیا ممنون میشوم

از زحمات الناز خانم هم خیلی تشکر

اما الان می خواهم چند جمله ای رو که توی دلمه و اگه نگم سکته می کنم بگم:

اگر تنها تر از تنها شوم بازم خدا هست

دروغ پایه ظلم است،پس با دروغ به دیگران ظلم نکن

عشق زمان را در هم می شکند

فواصل برای عشق اهمیتی ندارند

در زندگی خطا نکن اگر انجام دادی از آن فرار نکن و برو اون خطا رو اصلاح کن

بعد از خدا عشق مقدس ترین کلمه می باشد(سودا) 

با تشکر ارادتمند همه   * اقبال سهرابی * 

+ نوشته شده توسط اقبال سهرابی در 2005/12/30 و ساعت 8:40 PM |

به نام عشق و آنکه عشق را آفرید

من یکی از کاربران سایت می باشم .سلام به الناز خانوم عزیز و همچنین آقا اقبال

خیلی وبلاگ زیبایی دارید و از تمام زحمات شما متشکر می باشم.

رضا از اصفهان

+ نوشته شده توسط در 2005/12/30 و ساعت 8:11 PM |

این سوال هر روز و هر شب من است؟

 

چرا فکر می کردم همیشه با من خواهی ماند چرا؟

 

چرا فکر می کردم همیشه با تو خواهم ماند ،چرا؟

 

چرا فکر می کردم  روزگار همیشه  بر وفق

مراد ما خواهد بود،چرا؟

 

چرا گریه ی مداوم ابرها را ندیدم ،چرا؟

 

چرا ناله ی آبی ناودانها را نشنیدم ،چرا؟

 

چرا فکر می کردم باغ همیشه سبز خواهد

ایستاد ،چرا؟

 

چرا می گفتم هیچ برگی از شاخه نخواهد

 افتاد ،چرا؟

 

چرا روزی که می توانستم  برایت  نامه

 بنویسم ننوشتم؟

 

چرا  شعر هایت  را  نخواندم  و   برای

دلتنگی هایت آه نکشیدم؟

 

چرا بی اعتنا از کنار توگذشتم وندیدم

که پیراهنت چقدر زیباست و چه

 

معصومیت جذابی در چشمانت زندگی

 می کند؟

 

این سوال هر روز و هر شب من است:

 

چرا بهار منتظر من نماند تا سبز شوم

،چرا؟

 

چرا گلهای پیراهنم خوشبو نیستند

،چرا؟

 

چرا پرنده ها بالهایشان را از من

 پنهان می کنند ،چرا؟

 

چرا دفترچه ی خاطراتم هنوز خالی

است ،چرا؟

 

چرا هیچ کس صدایم را نمی شناسد

 ،چرا؟

 

چرا آیینه ها تاریکی درون مرا نشان

 نمی دهند،چرا؟

 

این سوال هر روز و هر شب من است:

 

چرا سحرگاهان مثل شمعها به یاد تو

 سرا پا اشک و آه نهانسوز می شوم

 

اماصبح که آفتاب پنجره ی اتاقم راباز

می کند تو را از یاد می برم و دوباره

 

مثل دیروز می شوم؟

 

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

                ارادتمند همه ی دوستان عزیزم

هستم.(به خصوص آقا اقبال گل که    

                    صاحب این وبلاگ هستند.     

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/29 و ساعت 7:33 PM |

عاشقانه

 

ای دو چشمانت  چمنزاران من

 

داغ چشمت خورده برچشمان من

 

پیش ازاینت گرکه درخودداشتم

 

هر   کسی  را   تو   نمی انگاشتم

 

درد تاریکی ست درد  خواستن

 

 رفتن  و  بیهوده خود  را  کاستن

 

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

 

سینه  آلودن   به  چرک  کینه ها

 

در نوازش  نیش ماران  یافتن

 

زهر   در   لبخند   یاران  یافتن

 

زر  نهادن   در  کف  طرار ها

گمشدن   در  پهنه ی  بازارها

 

آه   ،  ای با جان  ما  آمیخته

 

ای  مرا  از  گور  من   انگیخته

 

چون ستاره بادوبال زرنشان

آمده   از   دور  دست   آسمان

 

جوی خشک سینه ام راآب تو

 

بستر  رگهایم  را  سیلاب  تو

 

درجهانی این چنین سردوسیاه

 

 با قدم هایت قدم هایم  به  راه

 

ای  به زیر پوستم پنهان شده

 

همچوخون درپوستم جوشان شده

 

آه  ،   ای بيگانه  با  پيراهنم

 

آشنای    سبزه   زاران    تنم

 

آه ای روشن طلوع بی غروب

 

آفتاب  سرزمين های  جنوب

 

عشق ديگرنيست،اين خيره گيست

 

چلچراغی درسكوت وتيره گیست

 

عشق چون در سينه ام بيدارشد

 

از  طلب  پا  تا سرم ايثار شد

 

این دگر من نیستم،من نیستم

 

حیف ازآن عمری که با من زیستم

 

ای تشنج های لذت در تنم

 

ای  خطوط   پیکرت    پیراهنم

 

آه می خواهم که بشکافم زهم

 

شادیم یک دم بیالاید به غم

 

آه می خواهم که برخیزم زجای

 

همچوابری اشک ریزم های های

                                        

                             

            همچو ابری اشک ریزم

 

         های های.........

 

          

  آرزومند آرزوهایتان هستم.

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/29 و ساعت 7:25 PM |

نفس بکش....

 

 وقتی بدون گناه محاکمه می شی 
وقتی حتی خورشیدم نورش رو ازت دریغ می کنه 

وقتی چشات دیگه اشکی برای ریختن نداره

وقتی بغض گلوت هم بهت رحم نمی کنه و می ترکه

وقتی کسی نیست دستت رو بگیره و بلندت کنه

وقتی حتی از ستاره ها هم بیزار می شی

وقتی خودت رو تو آیینه کدر می بینی

وقتی سکوت د لت رو می سوزونه

وقتی محتاج یک نگاه حتی گذرا می نشینی

وقتی اسارت بند بند وجودت رو گرفته

وقتی اندیشه ،حتی اندیشه مجوز بیان نمی گیره

وقتی دوستت دارم ها بوی نفرت می گیره

وقتی همه ی روزنه ها رو سایه ی مرگ می گیره

وقتی یک قدم تا سکوت فاصله داری

وقتی عکس خاطره هات خاک می خوره

وقتی حس شقایق پرپر می شه

وقتی رنگ سال رنگ دروغ و نیرنگ می شه

وقتی عزیزترین هات دشمن های خونینت می شن

وقتی چهره ی معشوق رو از یاد می بری

وقتی آرزوهات محو می شن

وقتی فکر می کنی اونجاست که باید بگی

می خوام بمیرم

نه نباید اینو بگی باید بگی

نه اصلا باید فریاد بزنی

خدای من با تمام وجود دوستت دارم..............

 

                  کوچیکه همه ی دوستان اهل دل.

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/25 و ساعت 1:16 PM |

تلاش بیهوده

یکقدم بسوی آبادی صدقدم بسوی ویرانی،زند گیم پرازاین لحظه ها

ومن اسیراین لحظه ها،لحظه های هیچ،لحظه های پوچ، لحظه هایی

که مرا ازدست زندگی گرفتند و به مرداب فریب بردند چیزی به فرو

رفتنم  نمانده چیزی به تمام  شدنم نمانده در سایه ی سنگینی که بر روی زندگیم افتاده وزش نابودی رامی بینم ،ازنزدیک دستها صدای

طبل  بیهودگی را می شنوم که  با  تپش قلب من می آمیزد و در این

آمیزش حسی هست  قدیمی وآشنا ،حس تنهایی وغربت وانتظار این

وزش  نابودی  یا ضربان  قلب وحشت  که بر سقف زندگیم می وزد

چیزی به فروریختنم نمانده،چیزی به تمام شدنم نمانده تلاش بیهوده ایست تو را ازخود داشتن تلاشی بیهوده ......................

مثل دست وپا زدن در مرداب،مثل بیداری بعد از مرگ،مثل روبوسی ماه باخورشید،مثل فشردن دستهای روشنایی آری تلاشیست بیهوده

من درنهایت حوصله نشستم تاتوبه خودآیی ومراطلب کنی ، جستجو

کن مراکه من در یک قدمی تو ایستادم و گم نیستم نگاه کن از ورای

نیستی تا نبض هستی درکنارتوایستادم نگاه کن ازآن سوی سرزمین

نامعلوم تااین سوی دشت آشکار،در کنار تو ایستادم نگاه کن به کجا

می روی که در انتهای راه کسی جز من در انتظارت نیست...........

نگاه کن سبزوسرشاردرکنارتوایستادم وسایه ای نیستم ازخاطرهای

دور...............................

به کجا می روی تمام شب درانتظار طلوع خورشید ذرات تاریکی را

شمردم ،تمام شب در انتظار طلوع خورشید نشستم تا به من بگوید:

با عشق توچه بایدکرد؟ و بهای با تو بودن چیست؟

که  دل  بریدن جواب حل این مشکل نمی باشد و از

خودگذشتن اتفاق دیرینه ایست تلاش بیهوده ایست توراازخودداشتن، تلاشی بیهوده....................... 

                        سرافراز وسربلند باشید 

     

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/25 و ساعت 1:15 PM |

غم.....

 

شبی که ندانسته نطفه بودنم بسته شد و طپش زندگی در قلبم به صدا در امد و سحرگاهی که ورودم را به دنيی معماها با گريه ی

آغاز و در آغوش مادرم دوباره به خواب فرو رفتم تو با من بودی

بچگی هی معصوم پرازصداقت هی مومن پرازقهرمانهی جاودان

وزمانی که خوشبختی درپروازپروانه هی رنگی بودتوبا من بودی

وقتی  که  ياس  زندگی  با  پرواز پروانه ها به هوا نرفت وخنده در چشمهی مهربانت مرد تو با من بودی، لحظه ی که اولين بار چشم دريينه دوختم و در حيرت بودنم فرو رفتم تو با من بودی وقتی به پوچی   قهرمانهی داستان يمان آوردم و به دنبال  معنی پاکی در

چشم آدمها خيره شدم و تفسير صداقت را در کتاب زندگی ، دورويی

يافتم تو با من بودی آری تو با من بودی...............                  

از ابتدا، ازنخست مثل سيه، مثل خواب با من بودی با من زيستی و درمن رشدکردی وقهرمانها درچشم من مردند و صداقت در دستهی

دورويی له شدخوشبختی درپروازپروانه ها نبود و خدا لابلی ابرها

لانه  نساخته  بود معماهی زندگی  يکی  پس از ديگری حل شد اما معماهی وجود توبزرگتروبزرگتراز باورم گشت به من بگو کيستی؟

تو چيستی؟ تو خواب هستی يا بيداری؟ رويا هستی يا هشياری؟    

به من بگو شوق را از شور،عشق را از نور و سيب سرخ زندگی را

از باغ روياهی دور بچينم .

آری به من بگو،بگو آيا تو غم هستی يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                ارادتمندم.

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/25 و ساعت 1:14 PM |

تقدیم به یاران عاشق

 

آدمی که عاشق است نمی تواند بگوید:"دوستت دارم"زیراکلمات به هیچوجه گنجایش عشق واقعی

 را ندارند.   

عشق برترین ارزش است عشق را نمی توان اموخت به عشق فقط می توان مبتلا شد به قول مولانا:"عشق در گفت و شنود نمی گنجد  شرح عشق وعاشقی را نیزعشق باید بگوید و بس.

"بنابراین ای عزیز طالب چیزی باش که آن را با پول نتوان خرید.

عشق مرغی است غریب که درهر جایی  آشیانه  نمی سازد بر شانه هر کسی قرار نمی گیرد  بر هر شاخه ای نمی نشیندو با هرکسی انس نمی گیرد . هیچ عاشقی رابه دوزخ نمی برند دوزخ شرم دارد از این که عشق رادرلهیب خودبگیرد .آتش دوزخ شمعی است در برابر خورشید عشق.

عارفی می گوید:"اگر دوزخ را به من ببخشند هرگز هیچ عاشقی را در آن نخواهم افکند."

گفتند:"اگرجرمی کرده باشدچه؟" عارف گفت:"جرم عاشقان اختیاری نیست اضطراریست همچنین عاشقان  مجرم  را در دوزخ  نمی افکنم  در عوض  دوزخ  را پر می کنم  از عاقلان  مصلحت اندیش درستکار!".

عشق قدرتمدار نیست عشق تنها تجربه ای ست که در آن بی پیرایگی وسادگی وتواضع ومعصومیت موج می زند.

هنگامی که عشق دروجودت  رخنه کرد به خودت ترس راه مده وبدان  ترس  نقطه  مقابل آزادیست  بنابراین کسانی که می ترسند هیچ گاه آزاد نمی شوندو آدمهای ترسو همیشه در زندانند.

هیچ گاه قفس معشوق خویش مباش غایت عشق تملک نیست آزادی ست .

عاشق معشوق رانه باچشمان خود بلکه با چشمان معشوق می نگرد.

انسانها عشق را می خواهند اما خرمن کوب عشق را نمی خواهند و از آتش عشق آن گریزانند.آنها گمان می کنند که عشق همه لذت است اما عشق چیزی فراتر از لذت است . عشق سعادت غایی ست ترس رارها کن و سعادت پیشه کن و بدون تجربه عشق هیچ چیزی راادراک نخواهی کرد . درساحت عشق است که تمامیت همه چیزدرک می شودبدون عشق خنده هایت همه بی رنگ است بدون عشق گریه هایت هم از چشمه ی دلت نمی جوشد.بدون عشق زندگی ات همه در خواب سپری می شود .

اگر عشق دردلت خانه کند تو صاحبخانه ی خدا می شوی  خدا دردلی که عاشق است ساکن می شود

اماامن صاحبخانه خانه را نیز بتدریج به خود تبدیل می کند .

کسی که  پیرو مذهب  عشق است  هیچ گاه  دست به خشونت  نمی برد که خشونت  نشانه ی ضعف  و ترس  وبی اعتمادی ست .  هنگامی  که  عشق  می ورزید مگویید "خدا در دل من است" بگویید:

"من در دل خدا هستم. "  گفتن اینکه "خدا در دل من است "نشانه منیت است.

عشق آمد و

شولای سبزش را به روی دلم کشید

دلم بیدار شد

 جوانه زد شکوفه داد و خندید

بی آنکه حدس زده باشم مبتلا شدم به عشق

مبتلا شدم به همه چیز و همه کس .

ارادتمند شما عاشقان هستم.

 

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/22 و ساعت 7:34 PM |

سلام به همه دوستان دوست داشتنی من الناز هستم چاکر شما عزیزان. اقبال یکی از دوستان بسیار بسیار گل منه که براش 

مشکلی پیشامده که به روزکردن وبلاگشوبه عهده من گذاشته

ومنت سرم گذاشته .                                                     

امیدوارم در این مدت بتونید منو تحمل کنید در ضمن حتما حتما

نظر بدید ما شرمنده اقبال جان نشیم .                                

از همتون یه دنیا ممنونم.

+ نوشته شده توسط الناز در 2005/12/22 و ساعت 7:32 PM |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar